یه آشنا داریم چند ماهیه نامزد کردن خوب بودن تا همین یکی دوماه،یهو پسره سرد شد جوری که گریه میکنه میگه دختررو نمیخوام، اصلا هم مشکل از طرف دختر نیست معلوم نیست این پسر چشه،ب نظرتون ممکنه یکی اینو طلسم کرده باشه!؟؟
امام علی (ع): در شگفتم از بخیل، بـــه ســــوی فـــقـــری مــیشــتــابــد كـــه از آن مــیگــریزد.و سرمایه ای را از دست میدهد كه برای آن تلاش میكند. در دنیـا چون تهیدسـتان زندگی می كند، اما در آخـرت چون سرمایه داران محـاكمه میشود در شگفتم از متکبری كه دیـروز نطفه ای بی ارزش وفـردا مرداری گندیده خواهـد بـود و در شگفتم از آن كس كه آفرینش پدیده ها را مینگرد و در وجود خدا تردید دارد! و در شگفتم از آن كس كه مردگان را میبیند و مرگ را از یاد برده است، و در شگفتم از آن كس كه پیدایش دوباره را انكار میكند در حالی كه پیدایش آغازین را مینگرد، و در شگفتم از آن كس كه خانه نابود شدنی را آباد می ّ كند، اما جایگاه همیشگی را از یاد برده است.
شاید رفتار و کارای دختره رو نمیپسنده و کلا تصوراتشو بهم ریخته
چیزی نمیگم چون دلم خیلی از این دنیا پره...میخوام ازت هر چی بگم بغضم گلومو میبره...آدم یوقتا از خودش بی حرف باید بگذره...این روزهای آخرو ساکت بمونم بهتره...
نه خودش میگه مشکل از دختر نیست ، دلیل قانع کننده ای هم نداره فقط میگه نمیخوامش
نمیدونم عزیزم چه جوابی بدم که با عقل جور دربیاد
چیزی نمیگم چون دلم خیلی از این دنیا پره...میخوام ازت هر چی بگم بغضم گلومو میبره...آدم یوقتا از خودش بی حرف باید بگذره...این روزهای آخرو ساکت بمونم بهتره...
وقتی کسی یه کار مهمی رو انجام میده ولی توش دو دله، یعنی همون اولش مدام پیش خودش فکر میکنه که آیا انجام این کار درسته یا نه و این اتفاق شب و روزش رو ازش گرفته باشه، بعدا که تصمیم میگیره و انجامش میده، به محض اینکه کوچکترین اتفاقی رو که ممکنه از قبل هم پیش بینی کرده بوده بروز میکنه، ناگهان یه جور سرخوردگی عجیبی واسش پیش میاد که ای کاش این کارو انجام نداده بودم و ای کاش و ای کاش، وقتی هم میبینه یه راه وجود داره که از ا ن شرایط خودشو نجات بده حتما این کارو میکنه، میخوام بگم وقتی کاری رو در انجامش مطمئن نباشی و انجام بدی بعدا ممکنه که بخوای برگردی و اون کارو تصحیح کنی