2777
2789
عنوان

رفت...

| مشاهده متن کامل بحث + 161 بازدید | 27 پست
نمیگفتی جهاز ندارم خب ،با پول وام ازدواج جهیزیتو میگرفتی

خب کی قصدای وامو بده؟من میخاستم از اول باهاش روراست باشم ک لیاقت نداشت

هزارمین کاربری   تعلیق نکن دیگه سیمکارت ندارم☹️

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

ماشینو خونه اونارم زد تو سرم گفت من خونه و ماشین دارم نمیتونم بااین شرایطات کنار بیام


خب تو روز اول باید بری با هم سطح خودت 

یکی از اشناهای ما طرف خونه 50 متری داشت میگفت مهر نمیزنم....پول میزنم مهریه

الان وضع خرابه یارو لونه مرغ داره فکر میکنه برج داره

اره تازه مامانش گفته بود از کجا معلوم این دختر باشه

تو هم از صفر تا صد تو خودتو به پاش ریختی که این حرفو زده اگر عاشقت بود به زبونش این حرف نمیامد

خدا خودش میدونه 
من چی بگم، اون که خودش میدونست چقدر وضمون خوبه چ همیشه می‌گفت که شما خیلی وضعتون توپه، گزاشتم رفت بی ...



اون چرا رفت؟

 دوست خودم منظورم همکارمه

وضع دو طرف شون خوب بود

پسر ب خاطر 100 سکه قبول نکرد

تو هم از صفر تا صد تو خودتو به پاش ریختی که این حرفو زده اگر عاشقت بود به زبونش این حرف نمیامد

من فقد کله محبتی ک از هیچکی ندیده بودو بهش دادم مادرش میگفت خودم برات دختر انتخاب کردم اخرم گفت از کجا معلوم دختر باشه

هزارمین کاربری   تعلیق نکن دیگه سیمکارت ندارم☹️
اره تازه مامانش گفته بود از کجا معلوم این دختر باشه

پس لابد باید دستمالم میدادی بهشون شب عروسی چقدر خدا دوستت داشت واقعا همین چندتا جمله که گفتی یعنی قرار بوده بری اسارت اصلا یه صحنه های ترسناکی جلو چشمم از اینده اون زندگی اومد که نگم بهتره

عزیزم به نظر من جهیزیه بهانه اس ایشون مشکلش چیز دیگس 

کسی که دوست داشته باشه سر این چیزا ول نمیکنه بره من خودم چند وقت پیش سر هزینه دانشگاهم جلو نامزدم گریم گرف ک با خانوادم بحثم شده فلان برگشت بهم گفت شماره کارت بده خودم برات بریزم منم گفتم نه فلان گف خودم میام پرسو جو میکنما حتما ثبت نام کرده باشی نکرده باشی من میدونم با تو 

صرفا خواستم بگم ب این چیزا نیست مردی ک مرد باشه این چیزا براش ملاک نیس مرد ک نیستی ازین توقعات داشته باشه یه زنی طبیعیه توان مالی خاصی نداشته باشی بعدشم قرار نبوده دست خالی بری ک بالاخره ی وامی کمکی چیزی جمع میشد  ک چهارتا خنزل پنزل بگیری. ایشون مشکلش یچی دیگس اگه جا داره پیگیر شو ک مطمئن شی بهت علاقه نداره شاید مشکلش خانوادشن چون اینجور ک نوشته بودی مادرشم دل خوشی ازت نداره 

اینکه میگم پیگیر شو 

خودم چون تجربشو داشتم طرفم میخواس باهام کات کنه دلیلش برام احمقانع اومد خیلی پیگیرش شدم ک فهمیدم مشکل دوست نداشتن من نیس مشکل چیز دیگس دروغ داره میگه بهم

الانم برگشتیم بهم


البته این رو هم در نظر بگیر ک اگر اختلاف طبقاتیتون زیاده بعدا ب مشکل میخورید خودشم ب کنار مادرش واقعا رو مخه برم گشت احیانا لطفا عاقلانه تصمیم بگیر 

اگه دلیل فقط جهیزیه باشه امکان دارع برگرده 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز