2777
2789
آیه الکرسی

ی بار همسرم وقت سحر رفت ترکیه منم تو خونخ تنها بودم ماه رمضون بود هیچی بعد نماز دیدم یه آقایی از بالا سرم اومو نشست روبروم منم نگاش میکردم لباس سفید تنش بود خوشگل بود نگام میکرد میخندید فقط قشنگ تو واقعیت بود از اون موقع گاهی وقتا ترسی میاد جونم

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

وووییی خیالاتی شدی حتما یا خواب بوده نمیدونم واقعا🥺 الا بذکر الله تطمئن القلوب

بین خواب بیداری بود عزیزم اما وقتی نگام میکرد دلم جوری میشد انگار میخواست روحمو صاحب بشه میکشید سمت خودش

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108