2777
2789
آیه الکرسی

ی بار همسرم وقت سحر رفت ترکیه منم تو خونخ تنها بودم ماه رمضون بود هیچی بعد نماز دیدم یه آقایی از بالا سرم اومو نشست روبروم منم نگاش میکردم لباس سفید تنش بود خوشگل بود نگام میکرد میخندید فقط قشنگ تو واقعیت بود از اون موقع گاهی وقتا ترسی میاد جونم

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

وووییی خیالاتی شدی حتما یا خواب بوده نمیدونم واقعا🥺 الا بذکر الله تطمئن القلوب

بین خواب بیداری بود عزیزم اما وقتی نگام میکرد دلم جوری میشد انگار میخواست روحمو صاحب بشه میکشید سمت خودش

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز