سلام دوستان تقریبا ۱۴ ساله برادرم ازدواج کرده و خانمش خیلی اذیتمون کرده و ماهم خیلی سعی کردیم مدارا کنیم اما من دیگ واقعا خسته شدم آخرین بار بهش سلام دادم با لحن خیلی بدی جواب داد و روشو برگردوند... دیگه نمیخام رفت و آمدی باهاشون داشته باشم اما خانوادم اصرار دارن که باز تحمل کن کاراشو و تو جمع فامیلی تحملش کن و باز بیا
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
منظور منم همین بود که خانم ها زیادی حساسن، کاش ما هم مثل آقایون یاد بگیریم هر حرف و حالتی و برداشت بد و منفی نکنیم، شاید اون لحظه اصلا فکرش جای دیگه بوده، خیلی زندگی و به خودمون سخت میکنیم.