من مادرم از بچگی ما سرطان داشت
پدرم تو ۵ سالگیم ورشکست شد
فراری شد
ما هم آواره شدیم
بعد بدهی ها تمام شد
بچه های از زن اول بابام وقتی دیدن وضعمون بهتر شده یهو پریدن وسط زندگی ما
هر روز دعوا هر روز کتک کاری بابام
بعد اونا که ازدواج کردن و سربازی کردن بهتر شد وضعیت
بعد پدرم خیانت کرد به مادرم، مادرم داغون شد.
چندین بار خیانت کرد.
بعد در همه این مدت مادرم سرطان در سه ناحیه داشت.
بعد از آخرین خیانت ما رو کتک زد بینی مادرم شکست
بعد پدرم همزمان سکته کرد و ورشکست شد دوباره هممین ۲ سال پیش
بعد پدرم با اینکه عمل قلب باز کرد همزمان از شهر فراری شد
آبرومون رفت.
طلبکارا اومدن در خونه خواهرم .
پدرم تو غربت و بی پولی و در حال فرار دوباره سکته کرد. همون روز خواهرم خودکشی کرد
همزمان هم خواهرم و هم پدرم بیمارستان بورن
الان خودم حملات پانیک دارم