شد خزان به پایت بهار باور من سایه بان مهرت نمانده بر سر من
جز غمت ندارم به حال دل گواهی
ای که نور چشمت در این شب سیاهی
چشم من به راهت همیشه تا بیایی باغ من بهار من بهشت من کجایی؟!
وای اگر نیایی وای اگر نیایی
اینارو مینویسم که یادم بمونه دیگه
دیگه
دیگه
دیگه
هیچوقت هیچوقت هیچوقت
قرار نیست هیچی بشه!
هیچی!
میذارم که یادم بمونه همش وهم بود خیال بود!!!!مینویسم با گریم میتویسم وقتی که هق هق داره خفم میکنه میذارم که یادم بمونه قرار نیست اخ چقدر برام نوشتنش سخته!!!!!قرار نیست…..