خیلی باهم صمیمی بودیم
بعد ایشون منو ب یکی از آشناهاشون معرفی کرد برای ازدواج ، بعد از یه مدتی موضوع ازدواج ما بهم خورد و ایشون خیلی نامردی در حق من کردن و قلب من شکسته شد
بعد از تموم شدن اون ارتباط با اون آقا ، من ارتباطمو با دوستم ادامه دادم
همیشه باهم شوخی میکردیم ، خونه هم همیشه میرفتیم ، یه روز من دعوتش کردم خونمون تا لحظه آخر منتظرش بودم پیام داد گف نمیام ، بعد ک دیدم نیومد چون میدونستم پیتزا دوست داره ، یکی براش درس کردم بردم دم خونشون ( باهم تو یه محله زندگی میکنیم) بعد از اون حس کردم رفتار دوستم باهام سرد تر از گذشته شده بود ، تا من پیام نمیدادم بهم پیام نمیداد ، هیچییییی ینی اگ تا یه هفته ازش بی خبر میموندم ازم هیچ خبری نمیگرفت
بعد چون ما همیشه باهم شوخی داشتیم من باهاش شوخی کردم ، بهم گف من خوشم نمیاد کسی اینجوری باهام حرف بزنه
منم گفتم منظوری نداشتم فک میکردم ما دوست هستیم و صمیمی هستیم ، بهم گف لطفا تا این حد با من احساس صمیمیت نکن ، من به هیچکس این اجازه رو نمیدم اینجوری باهام حرف بزنه ، بعد من ازش عذر خواهی کردم سین نزد ، بعد یه اس ام اس براش فرستادم گفتم زهره جان واقعا ببخشید بابت حرفم قصد نداشتم ناراحتت کنم ، من بخدا آدم بی ادبی نیستم قصد نداشتم ناراحتت کنم لطفا منو ببخش و ازم ناراحت نشو
ایشون اصلا جواب هیچ کدوم از پیامامو دیگ ندادن
هیچ کدوووووووم
منم خیلی ناراحت شدم که منم برای خودم شخصیتی دارم این همه عذرخواهی کردم دریغ از یه جواب
بعد استوری میذاشتم اصلا استوری هامو باز نمیکرد ، منم نادیده ش گرفتم از پیجم ننداختمش بیرون ، ولی استوری و پست هاشو لایک نمیکردم اصلا
بعد تازگی متوجه شدم شمارمم پاک کرده
خیلی ناراحت بودم از این موضوع با دختر خالم این موضوع رو مطرح کردم
گفت ک احتمالا میخواد با همون پسره ک خواستگار من بود ازدواج کنع و این بهانش بوده برای قطع ارتباط با من
بعد چن وقته تو روبیکا نگای آخرین بازدید هاشون میکنم ، آخرین بازدید هاشون نزدیک بهمه...
ولی از این تعجب میکنم اون آدم خیلی بدی داشت من همه بدی هاشو براش تعریف کردم خودشم کلی تعجب کرد میگف آدم مریضیه
میگم حتی با وجود این حرفا احتمال داره با این آدم ازدواج کنه و دوستی مارو به خاطر این موضوع بهم زده باشه؟؟؟؟