2777
2789
عنوان

متاهلم ولی...

8460 بازدید | 200 پست

من ۲۲ سالمه دوماهه عقدم (از ۱۳ سالگی با همسرم رفیق بودیم و ازدواجمون با عشق بود) 

ولی از همون اولش یکی از رفیقای همسرم خیلی بهم بد نگاه میکرد

ی بار رفته بودیم مسافرت ، خونه ای که اجاره کردیم اینطوری بود که حمام و دستشویی توی یک بخش بودن فقط درشون جدا بود و بینشون ی راهرو تنگ داشت

هروقت که من میرفتم حمام اینم میومد دستشویی  و در میزد میگفت کی تو حمامه؟ 

وقتی هواسم نیست زیر چشمی دید میزنه ، به بهونه های مختلف بیخود پیام میده، رفیقای همسرم همه متاهلن ولی فقط، ایشون مجرده

مثلا دیشب با رفیقامون رفته بودیم پارک، من یهو پام پیچ خورد افتادم، همسرم چون رفته بود بلیط بگیره نبود پیشم اون خیلی بهم نزدیک بود اومد منو بلند کرد هی خودشو میمالونه بهم

امروز صبح هم پیام داده میگه حالت خوبه

شما بگید من چیکارش کنم؟ این موضوع رو به همسرم هنوز نگفتم 😔توروخدا راهنمایی کنید 

یاد گرفتم هر اتفاقی که تو زندگیم افتاد رو با اغوش باز بپذیرم چون که با اتفاقایی که افتاد تو زندگیم بزرگ شدم همیشه هر راهیو که رفتم فقط برای بدست اوردن آرامش بود و شاید هنوز خیلی راه هست که باید برای بدست اوردنش برم ولی زندگی اینو بهم یاد داد تو این مسیر اگه هراتفاقی برام افتاد چه خوب وچه بد پا پس نکشم و قوی تر به راهم ادامه بدم. من با این تفکر خوشبختم💛✨برای متنفر بودن از کسانی که از من متنفر هستند اصلا وقت ندارم چون بسیار سرگرم دوست داشتن کسانی هستم که دوسم دارند🌸و قسم به اون روزی که بعد اون همه سختی بهم گفتی«دیدی مال من شدی»دوستت دارم🩵مامانِ رز🩷

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

به شوهرت بگو 

همه اینا بجز حمومه

آرام من بمان کنارم بمان بنگر مرا که میدهم بی جان _ هر جا روم تو سایه ای از منی تو غم گسارم تو دنیای منی_ دریای من ز موج گیسوی تو روانه ام سوی تو تمام من تو_ ای ماهم به چشم من نگاهی تا باران به جان من ببارد_ میخواهم نفس که در هوایت نایی بر نوای من بیارد_چشمان تو چشمه امید است بر حال خراب ناامیدم_ آوازت غزل ترین کلام است من با تو به آسمان رسیدم_آغوش تو پناه طوفان من جان میدهد به جان تو جان من _ چشمان من کنار دنیای تو فقط تماشای تو تو آرزو تو....
چه همسره بووووقی داری چ جور اجازه میداده وقتی تو حمامی اون بیاد دسشویی

درست صحبت کن لطفا،همسرم از کجا بدونه این داره میاد دستشویی؟ یا اگر میاددچیحوری میخواد بفهمه این میاد در میزنه؟ 


یاد گرفتم هر اتفاقی که تو زندگیم افتاد رو با اغوش باز بپذیرم چون که با اتفاقایی که افتاد تو زندگیم بزرگ شدم همیشه هر راهیو که رفتم فقط برای بدست اوردن آرامش بود و شاید هنوز خیلی راه هست که باید برای بدست اوردنش برم ولی زندگی اینو بهم یاد داد تو این مسیر اگه هراتفاقی برام افتاد چه خوب وچه بد پا پس نکشم و قوی تر به راهم ادامه بدم. من با این تفکر خوشبختم💛✨برای متنفر بودن از کسانی که از من متنفر هستند اصلا وقت ندارم چون بسیار سرگرم دوست داشتن کسانی هستم که دوسم دارند🌸و قسم به اون روزی که بعد اون همه سختی بهم گفتی«دیدی مال من شدی»دوستت دارم🩵مامانِ رز🩷

درست صحبت کن لطفا،همسرم از کجا بدونه این داره میاد دستشویی؟ یا اگر میاددچیحوری میخواد بفهمه این میاد ...

والا دونستنش خ سخت نیست!!!  مسافرت رفتن اونم تو ی خونه حتی با خواهر برادر هم مناسب نیست چ برسه به رفیق اونم رفیق مجرد،  بعدشم وقتی انقدر تابلو بوده همش نگاهت میکرده قطعا کار سختی نبودع ک همسرت بفهمه!!! 

میشه برام دعا کنید هرچه زودتر عروسی کنم از اون عروسیایی ک ارزشو داشتم💙🥲

به شوهرت بگو قضیه چیه هیچی ازش مخفی نکن یهو پیاماشو میخونه یا حرکتای پسره رو میبینه نسبت بهت بد دل میشه و شک میکنه...هیچی مخفی نکن وای اگ نمیخای رفیقشو پیشش خراب کنی بگو نمیخام با این پسره رف و امد داشته باشیم یجوریه..

ببین من همسرم دو تا رفیق داره 

یکیشون متاهله خوب اوکی ایم ولی یکیش مجرده خیلی رومخه و الان ی ماهی میشه ک روابطو داریم باهاش کمتر میکنیم همسرم وقتی فهمید داره ی رفتارای زشتی میکنه دیگه زنگ میزد بهمون میگفتیم ن ما جایی کار داریمو هی میپیچونیم تا کم کم تموم بشه بره این روابط

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز