ما عقد بودیم چندین بار شوهرم و خونوادش ایرادای الکی از من میگرفتن هربار خانوادم میگفتن اشکالی نداره جووونه شما کوتاه بیاید و ازین حرفا
دفعه آخر ک سر سوغاتی دادن من ک کم بود (ی بسته نبات بود) و موقع رفتن از خونشون دادم ب جای اینکه همونموقع ک میام تو بدم( چ میدونستم انقد مهمه کی بدم)
سر این مامانش الم شنگه ب پا کرد و زنگ زد ب مامانم کلی بد و بیراه گفت اخرشم گفت دخترتون بدردما نمیخوره من دوباره بهش زنگ زدم گفت پسرم دیگه نمیخواد باهات ادامه بده توام برو ایشالا قسمتت یکی دیگه باشه بعدشم روم قطع کرد
حالا بعد از اینکه دوماه گذشت و ما کلی واسظه از فامیلای خودشون فرستادیم و فایده نداشت شوهر خرم تو دادگاه میگفت تو اگه زن زندگی بودی ب مامانم التماس میکردی نه اینکه تو فامیلمون پحش کنی:/
گفتم خب روم قطع کرد گفت خب میومدی خونمون مامانم ک درو باز میکرد:///
الان واقعا همچین کاری میکردم درست میشد؟ برمیگشتم ب زندگیم؟؟
دیره واسه این حرفا الان ک تموم شد ولی واقعا کسی دیگه جای من بود اینکارو میکرد یا من زیادی مغرورم؟؟
بماند ک خودشم جواب تلفنامو نمیداد