اسی با بچش مره مسافرت شوهرش ساعت ۳ شب بهش زنگ میزنه این خواب بوده ج نداده این روز بعد شوهرش زنگ میزنه شوهره چندساعتی ج نمیده بعد بهش میزنگه میگ کی میای و فلان اسی میگ معلوم نیست شوهره اصرار ک تا جمعه بمون حال بچه عوض شه اسی در ی حرکت غافلگیرانه میاد خونه میره شلوار شوهرش و حین آب خوردن میکشه پایین میبینه بله اقا پشمارو زده میگ اقا خبری تمیز کردی پشمارو زدی تو ک نمیدونستی ما کی میاییم دست میزنه میبینه حسی نداره میگه چ عجب خبر مبریه تمیز پمیز کردی در صورتی ک اقا فقط در مواقع خاص پشمارو میزنه حالا اسی بش شک کرده