پسرم چون تنهاست همش شبا خونه ی پدرم یا پدر شوهرم اینا میخوابه اونا بچه ی کوچیک دارن هر وقت میریم خونشون پسرم هر کاری میکنیم نمیاد و در آخر مجبور میشم بزارمش ولی تا وقتی که میاد میمیرم از نگرانی و فکر و خیال خسته شدم از این وضع چیکار کنم هزار تا وعده بهش دادیم که بیاد خونه اما نمیاد اگه بچه ام سقط نمیشد الانا باید دنیا میومد و پسرم تنها نبود 😔😔😔
رفتم سونو فولیکولم 5 بود بهم میگن دیگه باردار نمیشی . و همسرم اصلا ما رو بیرون نمیبره همش تو خونه هس ...
برای بارداریت هم دکتر برو با همسرت وقتی حالش خوبه با هم خوبین صحبت کن با محبت برین دکترای دیگ برای بارداری اقدام کنی نذر و نیاز کن بالاخره کارت درست میشه
همین استرس و ناراحتی برای باردار شدن تاثیر منفی داره نمیدونم چطور بگم مادرت با بقیه مقایست میکنه و ...
مادرم نگرانمه چون تک فرزندی اصلا تو فامیل ما وجود نداره. همه ی اونایی که حتی قبل من ازدواج کردن الان دو سه تا بچه دارن منم صبر کردم پسرم بزرگتر بشه بعد اقدام کنم که اونم جنین سقط شد چون بارداری پوچ بود