به جز من
وقتی مادر یا خواهر حتی همسر و بچه هاشون رو میبینم خجالت میکشم ازشون
که اونا سر و سامان گرفتن و من هیییییچ
چجوری خودمو آروم کنم؟
هرچی چله و نذر و دعا کردم که یه خواستگار خوب بیاد و باهاش ازدواج کنم هیچ فایده ای نداشت
با دیدن و خوشحالی کردن و مسافرت رفتناشون من خیلی شکسته میشم