عزیرم یه مدت خود ارضایی میکرد عادت داشت از قبل ازدواج باهاش صحبت کردم یه مدت خوب بود دوباره شروع شد حالم بده وفتی باهاش صحبت کردم انقد سرم داد زد ک نگو میترسم کاا آدم بدی نیست ولی چند وقتیه همش ت اینستاس همش سرش تو گوشیه باور کن دارم حرف میزنم سرش تو گوشیه یه مدته اصلا حرف نزدیم خیلی پریشب هرچی بهش میگفتم بیا ت اتاق نمیومد شک کردم دیدم باه آقا پوشه امنشو راه انداخته