بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
سخن شما حق میباشد اینگونه است ک میگویند بی توحهی نوعی توجه است
خیلی بدم میاد اوایل ندیده بودمش شیفته اش بودم میگفتممیگفتم میشه فقط ببینمش تا دیدمش وقتی دیدمش راستش رو بزارین بکم عمدا ساعتی رو انتخاب کردم برای رفت وآمد که اون باشه شیفته اش بودم . گفتم بزار حداقل حس کنجکاوی ام بخوابه الان حس میکنم خودش دقیق میدونه من چ ساعتی میام و میرم برام مهم نیست هیچ حرکتی نمیکنم میخوام دلم آروم شه بهتر شدم حتی باهاش حرف هم بزنم برام مهم نیست
یه پسر همکار داشتیم خیلی آدم دختر بازی بود فکر کنم دختر جا نگذاشته بود . با خودم میگم اگر یکی مثل اون بود بروم میاورد که تو عمدا سر این ساعت میای که مثلا منو ببینی
نمیخوام پیش قدم شه اصلا متاسفانه ببار بی محلم کرده دیگه برام مهم نیست میگم این حرکتم بد نباشه که هر روز میام و میرم سلف مثلا اداره البته اون ساعت خلوته میدونم صد درصد طرف بخودش میگیره میگه این دختره میاد ولی چکارکنم اون ساعت خلوته
چرا کتابی حرف میزنی حسم میگه اقا هستی؟ خب وقتی دیگ متوجه شدی نمیخواد تو رو ب اون کاری نداشته ...
آقا نیستم بد تایپ میشه منم کارم رو انجام میدم به همکاران میام تازه اگر به همکارام بگم من نمیام تعجب میکنن اونها اصرار دارن زود بریم؟ خوشمون از صف نمیاد..بگم نمیام حرفی درست میکنند میگن چرا