نمیدونستم عنوانم چی باشه, از مردم اطرافم دلم میگیره یه نفر از اشناهامون, دخترش تازه زمستون دوازده ساله میشه, خوشحال و خرم اومده میگه اونروز توی عروسی فامیلامون, یه پسره ک دوسه سال از دخترش بزرگتره ازش خوشش اومده و مامان باباش اومدن خواستگاری, بخدا نمیدونم چی بگم به اینا, خانمه خودشم خوشحال بود میگفت وضع مالی بابای پسره خوبه, داشت فکر میکرد که جواب مثبت بده, بخدا ادم میمونه چی بگه
خدایا کمکم کن... خدایا فرزندم خوشبخت باشه همیشه