2777
2789

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

🤣🤣🤣وای نفری بیس تومنم میگرفتیم خوب بودا

میتونی بگی در مورد این سوالا چی به ذهنت میاد 

امسال دانشگاه یا سرکار میرم؟یاهیچ کدوم رو نمیرم؟

ی لحظه فکرها و غصه هایی که تو سرته بریز دور برو ی چایی بریز برو توی هوای آزاد بخور توی این هوای سرد حال میده بیخیال غم دنیا آخرش ی تیکه خاکه دوست من اینقدر سخت نگیر😅

بچه ها من چند وقت خونه خودم ک طبقه پایین بابام ایناس شبا تنهاخوابیدم شوهرم شیفت و سرکاربود ....دقیقا راس ساعتای ۳نیم یا ۴نیم یادم نیس یهو بابام صدام میزد توحیاط باصدای بلند این اتفاق ۴بارافتاد یبارم ک خودشوهرم پیشم خواب بود  صدام زد اصلا اون صدا نمیدونم چیه توهم میزنم یاهمزاده ....یبار دیگم ک تنهابودم رو پای راستم قشنگ ب صورت مارپیچ یچیز سنگین از ران تانوک انگشتام پایین رفت اینو دیگه اخرابود ک هوشیار و نترس شدم یکم زود بیدارشدم قشنننگ حرکاتو  ک زیر پتو بود دیدیم بخداااا ک دیدم خانوادم بارنمیکنن یا شاید میدونن و میخوان نترسم ...یبار دیگه ک باعص شد جیغ بزنم خود مامانمم بالا ک بود صدامو شنیده بود انگار گربه یا ی چیز سنگین ازروم پرید رفت اشپزخونه قشنگ گرماشو حس کردم و داد زدم ....این ۵,6 باری ک این اتفاق افتاد باعش شده تنها نخوابم طبقه پایین هروقت شوهرم برگشت بااون برم بخوابم  ب شوهرمم گفتم میگه ببرمت دکتر  یا میگه چیزی نیس نترس ....من مونوم این چیزا چین اتفاق میفتن واسم



چندسال پیش هم ی صدایی کپ صدای بابام سرصبحی اسممو آورد و بشدت ازخواب پاشدم دیدم بابام اصلاخوابیده.... یبار دیگم مامانم تومذیرایی نمازمیخوند رفتم تواتاق دیدم عه اینجام هست داره نمازمیخونه بازبزگشتم پذیرایی دیدم هیچکی نیس و مامانم تواتاقه...

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز