2777
2789

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

🤣🤣🤣وای نفری بیس تومنم میگرفتیم خوب بودا

میتونی بگی در مورد این سوالا چی به ذهنت میاد 

امسال دانشگاه یا سرکار میرم؟یاهیچ کدوم رو نمیرم؟

ی لحظه فکرها و غصه هایی که تو سرته بریز دور برو ی چایی بریز برو توی هوای آزاد بخور توی این هوای سرد حال میده بیخیال غم دنیا آخرش ی تیکه خاکه دوست من اینقدر سخت نگیر😅

بچه ها من چند وقت خونه خودم ک طبقه پایین بابام ایناس شبا تنهاخوابیدم شوهرم شیفت و سرکاربود ....دقیقا راس ساعتای ۳نیم یا ۴نیم یادم نیس یهو بابام صدام میزد توحیاط باصدای بلند این اتفاق ۴بارافتاد یبارم ک خودشوهرم پیشم خواب بود  صدام زد اصلا اون صدا نمیدونم چیه توهم میزنم یاهمزاده ....یبار دیگم ک تنهابودم رو پای راستم قشنگ ب صورت مارپیچ یچیز سنگین از ران تانوک انگشتام پایین رفت اینو دیگه اخرابود ک هوشیار و نترس شدم یکم زود بیدارشدم قشنننگ حرکاتو  ک زیر پتو بود دیدیم بخداااا ک دیدم خانوادم بارنمیکنن یا شاید میدونن و میخوان نترسم ...یبار دیگه ک باعص شد جیغ بزنم خود مامانمم بالا ک بود صدامو شنیده بود انگار گربه یا ی چیز سنگین ازروم پرید رفت اشپزخونه قشنگ گرماشو حس کردم و داد زدم ....این ۵,6 باری ک این اتفاق افتاد باعش شده تنها نخوابم طبقه پایین هروقت شوهرم برگشت بااون برم بخوابم  ب شوهرمم گفتم میگه ببرمت دکتر  یا میگه چیزی نیس نترس ....من مونوم این چیزا چین اتفاق میفتن واسم



چندسال پیش هم ی صدایی کپ صدای بابام سرصبحی اسممو آورد و بشدت ازخواب پاشدم دیدم بابام اصلاخوابیده.... یبار دیگم مامانم تومذیرایی نمازمیخوند رفتم تواتاق دیدم عه اینجام هست داره نمازمیخونه بازبزگشتم پذیرایی دیدم هیچکی نیس و مامانم تواتاقه...

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز