خواب دیدم شوهرم با یه دختره دوست شده ب من گیر داد ک باید بری بچم بزار برو ک اون دختره بیاد منم بیخیال همه چی شده بودم حتی بچه داشتم وسایلامو جمع میکردم خیلی ریلکس برم دخترم بالا سرم داشت حرف میزد ک من بلدم چطوری رفتار کنم من احترام شوهرمو نگه میدارم مثل تو نیستم بعد بچم داشت مداد شمعی میخورد گفتم اینطور میخوای بچه داری کنی بگیر ازش 🤕🤕🤕🤕🤕🤕🤕🤕شوهرم میومد میگفت فلان چیزو یادت نره