2777
2789
عنوان

قهرم..

| مشاهده متن کامل بحث + 406 بازدید | 27 پست
پس برنامت برای برگشتن چیه ؟ وقتی مطمینی دنبالت نمیاد 

خیلی ایندفعه اذیتم کرد میخواستم با بابام صحبت کنم..

چون شرط اصلی ازدواجم رو زیر پاش گذاشته..

چند نفر از دوستام وقتی خونمون اومدن اولین چیزی که پرسیدن فرشمون بود! 😂

طرحش خیلی خاصه و اصلاً شبیه فرش‌های معمول بازار نیست. من از فرش زانیس خریدم، قبل از خرید هم با پرو مجازی، فرش‌ها رو داخل خونه خودمون دیدم و خیلی راحت‌تر تونستم انتخاب کنم.

راستی خرید قسطی با اسنپ‌پی و دیجی‌پی هم دارن.

اینجا کلیک کن تا سایتشون رو ببینی.


نه سفت وسخت مخالفت کرد.. من کلی خرید لازم دارم به کی بگم خریدا رو انجام بده؟؟😞از میوه گرفته تا موا ...

لیست بنویس بده دست شوهرت بگو بخره

در حد نیاز باهاش حرف بزن ولی نشون بده ناراحتی

پس برو خونت بلاخره که میری الان برو که حفظ آبرو هم کرده باشی ..یجیزی دیگه تو زندگی یه دعواهایی بعضا ...

آخه بعدش چی؟؟

بعدش چه کنم؟؟سفت وسخت رو حرفش مونده..

خیلی ایندفعه اذیتم کرد میخواستم با بابام صحبت کنم.. چون شرط اصلی ازدواجم رو زیر پاش گذاشته..

منم خیلی اذیتم ولی میدونم برم نمیاد دنبالم . کتک هم خوردم برنگشتم . البته ک اشتباه کردم ولی جایی برای برگشتن هم نداشتم . برای قهر هم نمیتونم برم چون میدونم ب هیچ وجه بمیره هم دنبالم نمیاد 

لیست بنویس بده دست شوهرت بگو بخره در حد نیاز باهاش حرف بزن ولی نشون بده ناراحتی


قبل از قهر نوشتم مهمان دارم این خریدا لازم دارم..سر همونم باهام بحث کرد که چرا نگفتی مهمان داریم وگفتی مهمان دارم..؟

پس خودت بخر

قبل از قهر نوشتم مهمان دارم این خریدا لازم دارم..سر همونم باهام بحث کرد که چرا نگفتی مهمان داریم وگف ...

ای وااای این دیگه چقدر لوسه

چه مسخره بازی این

حالا چه فرقی داره

میگفتی اینجا خونه هردومون مهمون واسه من تنها که نمیاد

ای وااای این دیگه چقدر لوسه چه مسخره بازی این حالا چه فرقی داره میگفتی اینجا خونه هردومون مهمون و ...


دقیقا وقتی بحثی پیش میاد چون میدونه حق بامن دنبال این که از کوچکترین چیزی استفاده کنه

دقیقا وقتی بحثی پیش میاد چون میدونه حق بامن دنبال این که از کوچکترین چیزی استفاده کنه

آره بابا شوهر منم همینه

تازه واقعا دوستم داره و خیلی کارها واسم کرده ولق به شدت بی منطق و عصبیه

کلا مردا چرت و پرت زیاد میگن

همین امروز مهمون بودیم دو جا به خاطر اینکه خواب بعداز ظهرش بهم خورد داد و بیداد کردآخرش یه جا بیشتر نتونستیم بریم اونم بهونه آوردم پیش فامیل که چرا دیر رسیدیم

ولی خواهر خودش یکدفعه گفت بیاید شام یه ذره دیر شد انقدر دعوا کرد که اصلا دیگا نمی‌خواد بریم آخرش گفتم زنگ بزن بیین اگر شام نخوردن بریم اشکال نداره، بعد که زنگ زد معلوم شد پاشدن خودشون رفتن مهمونی!!!! انگار نه انگار ما رو دعوت کرده بودن

آره بابا شوهر منم همینه تازه واقعا دوستم داره و خیلی کارها واسم کرده ولق به شدت بی منطق و عصبیه کل ...

نمیدونم چه کنم.. 

به‌عمم چی بگم؟؟

با خریدا چه کنم؟

میدونم برای آشتی پیش قدم‌نمیشه..

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2828
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز