چه ربطی داره؟! 😅
فلسفه ی زندگی رشد هست🤷🏻♀️، اینکه زندگی هر کسی چجوریه یه بحث جدا هست و اینکه هر فرد توی زندگیش باید چیکار کنه هم یه بحث جدای دیگه هست.
واقعا آدمی که اعتقاد قلبی به حرف های خدا داشته باشه میتونه از سختی ها عبور کنه.
خدا توی قرار گفته انسان توی سختی آفریده شده.درباره ی صبر، توکل، امید داشتن، قوی بودن. درستکار بودن و... خیلی از صفات مختلف صحبت کرده، وقتی آدم سعی کنه چنین صفاتی رو درون خودش ایجاد کنه خب از سختی ها عبور میکنه.
مثلا یکی پدر یا مادرش رو از دست میده و میگه خدایا این حق من نبود، عدالتت کجاست؟!و... و کلی حرفای دیگه که میتونی حدس بزنی(نمونه هاش توی سایت فراوونه)
یکی هم پدر یا مادرش رو از دست میده، ناراحت میشه، غصه میخوره، ولی دیگه بلند نمیشه بگه خدایا تو عدالت نداری یا ازین قبیل حرف ها یا صدام رو نشنیدی و...چرا اینارو نمیگه؟ چونکه با قلب و روحش عقیده داره که خدا مهربونه، عادله و اینکه مرگ حق هست، هر فردی بالاخره میمیره، و اینکه این دنیا سختی های فراوون داره، و قرار نیست اینجا موندگار بشن آدما و...
، آدم اولی ممکنه برای مدت بسیار طولانی یا حتی همیشه یه دید بد به زندگی داشته باشه، ولی آدم دومی به خاطر تفکرات خوب و سازنده ای که داره و به خاطر ایمان به خدا و امید داشتن به خدا میتونه این غم رو پشت سر بزاره، قطعا همیشه دلتنگ مادر یا پدرش خواهد بود ولی نبود پدر یا مادرش رو قبول میکنه چونکه قبول داره بنا به گفته ی خدا مرگ حق و بخشی از زندگی هست و دنیای دیگه ای هم وجود داره که اونجا عدالت کامل برقرار میشه.