سلام دوستان
تابحال براتون پیش اومده که یک تجربه تلخ از بیماری رو سالها پیش پشت سر گذاشته باشید اما اون اتفاق مدام یادتون بیاد و شمارو ناراحت کنه؟
حدود ۱۰ سال پیش همچین اتفاقی برای من افتاده که تعریف کردنش ب هرکسی برام سخته و بخاطر همین اینجام نمیگمش
خیلی دردناکه فکر کردن بهش و واقعا ترس از تکرارش دارم💔
میخواستم بدونم نحوه مواجهه شما با این فکرهای بد چیه
اینم بگم که تا سال آینده نمیتونم برم پیش تراپیست و فعلا دنبال یه راه حلم تا آروم بشم🙏🏻