من .خیلی خیلی سخته.یعنی خیلی ها.مخصوصا با یه بچه.من توی شهر خودمون خیلی اجتماعی بودم دوستای زیادی داشتم خانوادهام.خواهر برادرام.کار میکردم خیلی خوش میگذشت روحیه ی بالایی داشتم.اما الان پنج ساله اومدم غربت انگار اون آدم سابق نیستم.از صب تا شب خونه بخدا حتی وقت و حوصله ی یه آرایشگاه رو هم ندارم.آخه تنهایی هیچی نمیچسبه.شوهرمم و منیم فقط
اوایل ازدواجم باز بهتر بود تحملم بیشتر بود ولی مث اینکه برعکسه هر سال که بیشتر می گذره بیشتر دلتنگ م ...
منم اینجوریم اوایل بهتر بودم.بعد بچه دار شدن بیشتر حس میکنه آدم.بچه تنها می مونه کسی رو نداره جایی رو نداره.حتی کسی نیست که یه ساعت بچه رو نگهداره و تو بری کارای شخصیتو بکنی.واقعا سخته واقعا.
منم اینجوریم اوایل بهتر بودم.بعد بچه دار شدن بیشتر حس میکنه آدم.بچه تنها می مونه کسی رو نداره جایی ر ...
دقیقا!بعضی وقتا دلم میخواد برم بیرون با خواهرام،خرید برم،غذای دستپخت مامانمو بخورم،با خانواده ام حرف بزنم، حضورشونو حس کنم ولی...همیشه انگار یه بخشی از وجودمخالیه