هردو کارمندیم اولش که قول داده بود انتقالی بگیره بیاد شهرما و زد زیرش ... کوتاه اومدم باهاش اومدم شهرغریب
انتقالیمو ندادن و مرخصی بدون حقوق گرفتم
بعدش فهمیدیم بچه دار نمیشه گفت کسی متوجه نشه ... پابه پاش تو شهرغریب تو دکتر و بیمارستان گشتم ... ولی اخری دیگه تیر خلاص بود
یه واحد به اسم مادرش خریده تو شهرشون و داده اجاره و اجارشم میریخته حساب مادرش
خونمونم به اسم مادرش خریده 💔
چندساله ازم پنهون کرده ... دروغ گفته... الانم که فهمیدم اولش حاشاکرد بعد الکی گفت درستش میکنم و الانم میگه تاهمیشه اسم اون میمونه ...🥺💔