رفتیم دفتر ثبت اسناد
رفتیم پیش رئیس تواتاقش دیدیم نیست،
دختره بیرون در اتاق ایستاده بود.همینکه در باز کردیم اول شوهرم رفت ، به شوهرم گفت رئیس نبود؟
شوهرم گفت نه نیست
بعد ما همینجور از پله داشتیم میومدیم پایین. دختره پیش در رئیس استاده بود
چندتا پله اومدیم پایین، شوهرم دوباره برگشت کزد بهش گقت راحتن دیگه میرن ددر دودور و یه نیش خند
بعد چند تا پله دیگه رفت پایین.
بهش گفت رفتن عشق و صفا دفتر دستک رو میدن دست اینو اون بچرخونن
بعد دختره هم داشت میومد از پشت سرمون.
باز ایستاد بهش گقت پول مفت فقط میخورن و.......
من بهش گقتم یه کلام بگو نیست.چیکار داری توصیح بدی یا بحث رو کش بدی اصلا خوشم نمیاد.همینجور ک تو خوشت نمیاد من به یه مرد حتی نیم نگاه کنم.
بهممیگه مگه آمار دادم؟؟
والا پرو شده برا من هیز