2777
2789
عنوان

کمکم کنید

50 بازدید | 2 پست

چند سال ازدواج کردیم 

از همون اول زندگیمون دختر داییم به شوهرم نظر داشت

یه با رفتیم خونشون شو که با شوهرم رفتن اتاق به بهونه چیزی بعد چند دقیقه اومدن که شوهرم بهم گفت بریم خونه

بعد از اون ماجرا رفت و آمدمون زیاد شده بود میریفتیم خونشون همش به خوش می‌رسید

بعد یه شب شوهرم خوابه س.ک.س.ی.دیده بود با دختر داییم که گفتش دیگه نریم خونشون ..که دوباره رفت و آمدمون شروع شد باشوهرم صمیمی شد  شوهرم بهش توجه میکرد ..دختر داییم همش بهش میچسبید ..یه سری به بهونه کار میخواست بکشونه پیش خودش که شوهرم نرفت 

حالا بروشون آوردم زدن زیرش 

نمی‌دونم چکارکنم 

به مامانت و داییت بگو

به لحظه ای فکر می کنم🍁🍁🍁که بعد از هر بار اشک ریختن🍁🍁🍁صورتم را با دستان خودم پاک می کنم🍁🍁🍁خودم را مرتب می کنم 🍁🍁🍁و به زندگی ادامه می دهم🍁🍁🍁به گذرا بودن همان لحظه فکر می کنم 🍁🍁🍁و گذرا بودن مابقی اتفاقات زندگی 🍁🍁🍁و گذشتن عمری که از شما چه پنهان 🍁🍁🍁به فردایش هیچ اعتباری نیست🍁🍁🍁 و در همان لحظه نفسی می کشم🍁🍁🍁هر اتفاقی که نیاز به بخشش من دارد می بخشم 🍁🍁🍁و می گذارم در گذشته ام برای همیشه بماند🍁🍁🍁و ادامه لحظه های باقی را 🍁🍁🍁 نوش جان می کنم

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز