چند سال ازدواج کردیم
از همون اول زندگیمون دختر داییم به شوهرم نظر داشت
یه با رفتیم خونشون شو که با شوهرم رفتن اتاق به بهونه چیزی بعد چند دقیقه اومدن که شوهرم بهم گفت بریم خونه
بعد از اون ماجرا رفت و آمدمون زیاد شده بود میریفتیم خونشون همش به خوش میرسید
بعد یه شب شوهرم خوابه س.ک.س.ی.دیده بود با دختر داییم که گفتش دیگه نریم خونشون ..که دوباره رفت و آمدمون شروع شد باشوهرم صمیمی شد شوهرم بهش توجه میکرد ..دختر داییم همش بهش میچسبید ..یه سری به بهونه کار میخواست بکشونه پیش خودش که شوهرم نرفت
حالا بروشون آوردم زدن زیرش
نمیدونم چکارکنم