من وشوهرم ازدواجمون عشقی بود البته اون بیشترمنو میخواست وپاشنه در خونه اقامو کند تاقبول کردن
خلاصه بهم رسیدیم مثل بقیه زن وشوهرا روزای خوب و بد داشتیم نمیگم زندگیم بده
شوهرم خوبه خوبیای زیادی داره
چیزی واسمون کم نذاشته
خلاصه باردارشدم وبچم پسره توهمون زمان متوجه خیانتش شدم ورفتم قهر وباکلی تعهد وغیره منوبرگردوند و من چون بارداربودم کشش ندادم برگشتم
خلاصه چندبار دیگه خیانتش تکرار کرد و تامرز طلاق هم رسیدم امابخاطر بچم برگشتم چون طاقت دوریشو نداشتم
حالامدتیه خوبه اما یهوزد به سرم که ضبط تماس توگوشیش نصب کنم
شوهرم ویزیتوره)
خلاصه یهو دیدم توحرفاش به یکی از فروشنده های افق ک خانمه مزه پرونده مثلا گفته سلام لب خوشکله و بعدشروع کردن درمورد سفارشات فروشگاه صحبت کردن و وسط مکالمه مثلا بهش گفته چشم عسیسم یااینکه اخرمکالمه بهش گفته اگ اومدم لباتو بازنکن اذیت میشم و خلاصه این بین هم هی شوهرم به طرف میگف خب کارنداری یعنی میخواسته قطع کنه و اهل کش دادن مکالمه نبوده ولی مزه پرونده
به یه فروشنده دیگه هم ک خانمه باز تماس گرفته تقریبا بااحترام صحبت کردن ولی اخر مکالمه ب طرف گفته خب خدافظ و میخواسته قطع کنه یهو شوهرم گفته خب دوست دارم دیگه
(یعنی از طرف خدافظی کرده ولی هنوز گوشی قطع نشده بود شایدم طرف نشنیده )
خلاصه دیگه مورد خیانتی ندیدم فقط این مزه پرونیاش به اینا منو دیونه کرد اونم ازدیشب تاامروز افتاده به التماس ک غلط کردم گفتم مگه من چندبار ببخشم؟گفت درست میگی حق باته من خریت کردم ولی بخدا بار آخرمه اگه دفعه دیگه تکرار شد بدون اینکه بهم بگی خودت ماشین بگیر و برو وآبرومو ببر ولی ایندفعه رو بخاطر بچمون منو ببخش (چون دفعه قبل ۲ماه رفتم قهر وبچم آسیب دید)اونم همش میگف دیدی دفعه قبل بچه چطور داغون شد ایندفعه و رحم کن وبمون
منم بهش گفتم باشه حق طلاق بده میمونم شدید مخالفت کرد گفت تابهت حق طلاق و بدم توطلاق میگیری ومن تاپای دار برمم طلاقت نمیدم
(منم تودلم گفتم بزار امتحانش کنم ببینم حق طلاق ندادنش ترس از مهریس یانه واقعا زندگیشو میخواد چون مهریم بالاس)
بهش گفتم مهریمو میندازم درقبالش حق طلاق بود شدید مخالفت کرد گفت اصلا من اینکارو نمیکنم مهریتو بزار سرجاش من حق طلاق نمیدم