مادرشوهرم میخواد بره اروپا به پسرش سر بزنه.
برای یه سری کارای اداری باید اول یکی از کشورای همسایه بره
برادرشوهرم به همسرم گفته مادرشونو ببره تا کاراشو انجام بده، اول فکر میکردم ۴ و ۵ روزه، خوشحال شدم که منم میتونم باهاش برم.ولی همسرم گفت میسپاره اون یکی برادرش بره چون به خاطر کارش تو این تایم نمیتونه چند روز مرخصی باشه و موقعیت شغلیش دچار آسیب میشه.
یه شب همسرم وویس برادرشوهرمو داشت گوش میداد که متوجه شدم تایمش حداقل دو هفته است، فکر نمیکردم همسرم وقتی میگه ۴ و ۵ روزو نمیتونه بره چطور دو هفته میخواد کارشو ول کنه، ولی امروز گفت خودش میخواد بره، منم شرایطی ندارم که دو هفته مرخصی بگیرم، شایدم بیشتر از دو هفته طول بکشه، جای خصوصی کار میکنم، موقعیت شغلیمو از دست میدم، اصلا با مسافرت بیشتر از یک هفته موافقت نمیکنن
اعصابم خورد شده به خاطر بی فکری شوهرم، چون هم منو میخواد بذاره بره و هم موقعیت شغلی خودش تهدید میشه.
جالبه که تو همون تایم برادرش داره میاد ایران و گفته نمیخواد از تایم ایران بودنش کم بشه و با مادرش بره دنبال کارای اداریش.
من به شوهرم گفتم برادرت مگه داره نمیاد ایران خونوادشو ببینه، خب وقتی دو هفته مادرش نباشه، ایران بودنش چه فایده داره خب خودش با مادرش بره کشور همسایه برای درست کردن کارای اداری و هم اینکه همراه مادرشه.
ولی متوجه شدم اون تایمی که مادرش ایران نیست میخواد با خونواده زنش خوش بگذرونه و تایمشو نصف کرده
اون یکی برادرشوهرمم آزادتره ولی اون از زنش حساب میبره، شک کردم احتمالا زنش نذاشته چون یهویی نظر شوهرم عوض شده