بقول بزرگترین نویسنده دنیا میگفت من اول آخر قصه رو می نویسم ببینم بلدم یا نه؟ اگه پایان خوبی بود ...شروع می کنم از اول.
برای نوشتن اول روش روایتت رو مشخص کن.
تعداد شخصیت ها رو مشخص کن و براشون باید با وسواس خیلی زیادی شخصیت پردازی کنی اینو بگم سخت ترین قسمت کار نوشتن کتاب شخصیت پردازی هستش مثلاً شخصیت الف کتاب چای داغ میخوره همیشه..این یعنی آدم عجولیه...اگه ی جا دیگه بیای بگی آدم صبوریع مخاطب ب دلش نمیشینه کتابت.
اگه شخصیت پردازی بلد نیست از کهن الگوها استفاده کن... یا هم از شخصیت های فامیل الهام بگیر...
بعد از نوشتن همه اینا و مشخص کردن لوکیشن و عناصر داستان یکسری فیش گذاری می کنیم.
بعد در مورد اون فیش ها تحقیق می کنیم مثلاً داستان در شهر رشته ...یا باید بری رشت یا کلی مستند ببینی از حال و هوای رشت.
بعد از فیش گذاری بشین بنویس اونایی که جمع آوری کردی و سعی کن اول صبح بنویسی که خودآگاه هنوز بالا نیومده و ناخودآگاه خلاقیت بهت بده. اینایی که نوشتی رو بفرست برای ی نویسنده ...من خودم فرستادم گفت ریتم ضعیفی داره خسته کننده است...مشکلات و نقد ها رو حل کن و ادامه بده مثلاً ممکنه پی رنگ ضعیف باشه یا پرداخت شخصیت خوب نباشه یا ریتم خیلی سریع یا خیلی کند...
یه نسخه نوشتی و تمام! نسخه دوم رو باید بدون نگاه کردن به نسخه اول ویرایش بزنی
.
یعنی دومی بچه اولی هستش..
بنظرم با خودکار بنویس روی برگه سفید بی خط...بزار ذهنت آزاد باشه! بعد اتمام برو انشالله دنبال ناشر