دیشب کنار خواهرم کاملا خواب بودم ک حس کردم یکی داره ب پایین پام دست میزنه تا بیدار شدم برقا خاموش بود پایین پام ی مرد قد بلند وایساده بود ک تو تاریکی صورتشو ندیدم خودشو شبیه شوهرم کرده بود فکر کردم شوهرمه اومدم بش بگم چرا بیدارم کردی صدام در نمیومد تازه یادم افتاد نامزدم خونه خودشونه نمیتونستم حرف بزنم بجاش بلند بلند نفس کشیدم تا خواهرم بیدار شه خواهرم بیدار شد گف چیشده ک اون جن یا روحه رفت و کسی جز من ندیدش
یبارم دوسال پیش دچار فلج خواب یا ب اصطلاح بختک شدم اگ تجربه کردین میدونین نمیشه حرف زد یا دست و پاتون رو تکون بدین
ولی از بعد ازدواجم هفته ای یبار بختک میوفته روم و داره شدید تر میشه یعنی اولا چیزی نمیدیدم تا دوهفته پیش ی سایه سیاه دیدم شفاف بود مثل ی دود سیاه و جدیدا داره واضح تر خودشو بهم نشون میده
نمیدونم چیکار کنم تا دگ نیاد سراغم