سلام
من یه خالم و معلمم با بچه ها در ارتباطم یه خواهرزاده ۳ ساله دارم
از یک و نیم سالگی متوجه شدم رفتار های عجیبی داره که باعث میشه با بچه های دیگه متفاوت باشه ...
به چیزای گرد مثل پنکه علاقه نشون میده، ما رو گاز میگیره، تاخیر در گفتار داره یعنی فقط کلمه میگه! مثلا وقتی گشنشه میگی غذا یا وقتی دستشوییی داره میگه جیش...از صدای های بلند هم میترسه مثلا صدای زنگ در رو میشنوه جیغ میزنه...
گاهی اوقات بهش مشکوک میشدم و میگفتم ممکنه اوتیسم باشه...!
اما وقتی کارهای نقضی مثل مستقیم توی چشمامون نگاه کردن یا سریع با بچه ها دوست شدن و ابراز محبتش رو میدیدم میگفتم نه بابا من فکر و خیال زیاد میکنم...!
با مادرش زیاد صحبت کردم گفتم بیا این بچه رو ببریم یه دکتر مخصوص کودک نشون بدیم اما قبول نمیکرد...
یه روز یه دکتر گفتار درمان رو با هزار التماس آوردم خونه تا بچه رو ویزیت کنه...!
اون روز بدترین روز عمرم بود😭
دکتر آب پاکی رو ریخت رو دستمون و گفت مشکوک به اوتیسم خفیفه...
کلی هم دعوامون کرد که چرا زودتر نبردیمش
اما خواهرم گوش نمیده
نه به حرف من نه به حرف دکتر هیچ توجهی نداره و میگه بچهم سالمه شما مریضید
اجازه نمیده بچه رو ببینیم و توی خونه قایمش کرده...
یه ماهه کارم شده گریه و زاری
دارم سکته میکنم وقتی میبینم بچه جلوم داره پر پر میشه و کاری از دستم برنمیاد
از هر راهی سعی کردم خواهره رو راضی کنم ولی به هیچ صراطی مستقیم نیست تهشم رفت همه راه های ارتباطی باهامون رو قطع کرد😭
دوران طلایی درمان بچه داره میگذره و منی که خودم رو توی مدرسه برای بچه های مردم هلاک میکردم الان برای عزیزترین کسم هیچ کاری از دستم ب نمیاد...
روزا انقدر گریه میگنم که چشمام ضعیف شده دیگه جایی رو نمیبینم ولی حوصله دکتر رفتن ندارم...
تروخدا بگید چیکار کنم؟
چطوری عزیزدلم رو برسونم به دکتر تا فرصت از دست نرفتع؟!
تروخدا کمکم کنید...😭