من به خاطر این اتفاق یقین پیدا کردم
یه شب دم خونه تکونی عید بود قالی شسته بودیم جانبود مامانم رخت خوابم زیر اوپن انداخت رو اوپن یه آکواریوم بزرگ بود به مامانم گفتم من اینجا نمیخوام میترسم ماهی بیاد بپره روم چون تاحالا اتفاق نیفتاده بود مامانم گفت چیزی نیست و... خوابیدم ساعت ۲صبح ماهی پرید افتاد رو پام بالا پایین میشد 😪😢