آره میدونی بهش گفتم چرا یک طرفه قاضی هستی. هر چی اونا بگن راسته؟
من راست بگم غلطه؟
بعدشم همش میرن بیرون ما باید نگهبان خونه باشیم چون کلید ندارن یا گم میکنن؟
این حرفا و کاراشون از قصد ک بمونید کلید نداریم و...
چرا همیشه ما بمونیم . کلی برادر خواهر دیگه داری.
چرا همیشه تو کاراشونو کنی. مگه برادر خواهر دیگت مزدن؟
همه پی زندگیشون هستن. ولی ما بفکر نیاز های این دوتا خواهر مجرد ترشیدت..
یه روز گفتن بمونید صبح ساعت ۶ صبح رفتن تفریح تا فرداش .ب شوهرمگفتم منم دلم تفریح میخاد من نمیتونم خونه بمونم حرص بخورم.
گفت حرف نزن میمونیم خونه.
گفتم نیاز اینو اون برات مهمن. نیاز من چی میشه پس.
من زنتم اسممن تو شناسنامه تو هست.
گفت برو خونه بابات طلاق.
اشکم رو درآورد منو زد فرستاد خونه مادرم