2777
2789

توی یه ساختمون زندگی میکنیم، شوهرم شب کاره،مادرشوهرمم چندبار تاحالا غیرمستقیم گفته که شبا بیام پیش شما بخوابم،منم راحت نیستم بیاد پیشم(آخه خونمون تک خوابه) بحث رو عوض کردم، اتفاقا دیشبم دوباره گفت منم به رو خودم نیوردم،آخه روزی چندبار میاد خونمونو میره دوسدارم حداقل موقع خواب راحت باشم.از شانس من دیشب تاحالا کولرش خراب شده شوهرمم میگه فعلا کولرش خرابع بیاد اینجا بخوابه، مادرشوهرمم وقتی یه چیزیش خراب میشه دیگه یکسال طول میکشه تا درست کنه، اینم میشه بهانه ای که کلا بیاد اینطرف بمونه... اعصابم ریخته بهم بنظرتون چکار کنم؟؟؟

لطفا نیاید بگید اینم مث مادرخودت، چون من از بچگی اتاق جدا داشتم عادت به تنهایی دارم،مادرخودمم بود توی یه اتاق راحت نبودم

زنگ بزن فردا تعمیرکار کولر بیاد بهترین راهه اگر همسرت هم گفت بگو گرمه دلم سوخته براش

هرچی آرزوی خوب مال تو❤️🌱 امضا خدا پای تک تک آرزوهای قشنگتون ❤️🌱الهی حکمت خدا با آرزوی تو دلتون یکی باشه 🌱❤️

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

زنگ بزن سرویس کاربیاد کولر درست کنه هیچ وقت مادر شوهر مادر خود آدم نمیشه 

بدون هماهنگی با شوهرم نمیتونم. من با مادر خودمم راحت نیستم هرشب توی یه اتاق بخوابیم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792