بچه ها دوست نامزدم که نسبت دور فامیلی هم دارن همیشه مثلا ما مسافرت میریم یا تفریح دوست داره با ما بیاد البته ماشین خودش و کلا از ما دور میشه گاهی اوقات باهامونه اما بیشتز درکم داره میرفت نهار یا شام با هم میرفتیم رستوران ولی خب من خوشم نمیاد درسته چندساله هممون همو میشناسیم پسر خوبیه ولی من به نامزدم گفتم که دوست ندارم همش با ما باشه اینم گفت گناه داره ولی اگه اذیت میشی خودت بگی بهش بهتره که نیاد منم بهش گفتم موقع برگشت احساس کردم یه لحظه غرورش شکست یه اشک ریزی تو چشش حلقه زد گفت درست میگین دیگه نمیام الان چندماهه با نامزدمم دیگه زیاد رفت و آمد نداره حتی خودمونگاهی اوقات میگیم باهامون نمیاد الان چند روز دیگه تولدشه دوست داریم سوپرایزش کنیم به نظرتون چطوری بکشونیمش یجا همش بهونه میاره هی نمیاد