2777
2789
عنوان

دیشب با شوهرم دعوامون شد

| مشاهده متن کامل بحث + 746 بازدید | 44 پست

من راضیم سرش توگوشی باشه فقط الکی حرف نزنه به من میگه تو فقط خوردن بلدی درحالیکه همه میدونن من کم خوراک هستم تازه لاغرهم هستم میگم میخوای اونم نخورم میگه نخور حسرت به دلم موند درست وحسابی باهم حرف بزنیم 

مراتاجان بود جانان تو باشی❤❤❤

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

هر دفعه یهو میرم ارایشگاه به خودم میرسم .دیروز رفتم جلو موهامو کوتاه کردم .از سرکار اومده به جایی ای ...

زیاد اهمیت نده بهش اوکی 

بهش نچسب اوکی 

به خودت و زندگیت برس و هرروز سه بار ناد علی کبیر بخون 

هر کس نظری داره و فلسفه ای اگه با فلسفه و نظر شخصی من مخالفی تعارض نکن چون کم پیش میاد نظرمو عوض کنم زندگی خیلی چیزا یادم داد فهمیدم عشق فقط خداست

وقتی همسرم از سر کار میاد.کارامو که انجام میدم با گوشیه مدتی غر نمیزنم.وقتی کارم تموم بشه ۱ثانیه ام ...

عزیزم دوسش داشته باش وابستگیم بد نیست شوهرته غریبه که نیست ولی اینم باید بپذیری که همه ی آدما به تنهایی نیاز دارن انقد دنبالش نکن تعادل داشته باش

فقط 10 هفته به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
وقتی همسرم از سر کار میاد.کارامو که انجام میدم با گوشیه مدتی غر نمیزنم.وقتی کارم تموم بشه ۱ثانیه ام ...

مردا اصلا خوششون نمیاد کسی اینجور بهشون بچسبه یه مدت بی توجه باش 

حالا من بهش محبت میکنم و توجه اما وقتای دیگه مثلا میبینی دو ساعت نشسته پا گوشی بازی می کنه و فلان 

منم مشغول کار خودمم 

اتفاقا این فضا باید بین زن وشوهر باشه 

من خودمم شده مثلا خواستم به کارام برسم شوهرم اومده هی باهام حرف زده بهش تذکر دادم که الان کار دارم بزار یکم دیگه خودم میام سمتت 

منظور اینکه من به عنوان یه خانومم دوس ندارم یکی همش بهم بچسبه حالا چه برسه به یه اقا 

دلشو داری میزنی در رفتارت سریییییعاااا تجدید نظر کن

مردا اصلا خوششون نمیاد کسی اینجور بهشون بچسبه یه مدت بی توجه باش  حالا من بهش محبت میکنم و توج ...

خودم متوجه رفتارم شدم دیروز شروع کردم یکم کمتر برم سمتش تا خودش بیاد ،البته از حرفی ام که زد بهم سرد شدم حسی ندارم وقتی میاد سمتم منم نمیرم

وقتی حالم بده یادم میاد که خدارو فراموش کردم.
4ماههدعروسی کردم

اهااااا خب چهار ماه هنوز خیلی کمه و یکمم حق داری هنوز خودتو لوس کنی یه جورایی شوهرتم خیلی زود سرد شده !!!!!!!

البته تو هم یکم بی سیاست بازی دراوردی چون مردا رو خانواده هاشون خیییلی حساسن 

ببین من اوایل خودم گارد بدی  به خانوادش داشتم هی غر میزدم و بحثمون میشد ولی جلو خانواده اش هیچی بروز نمیدادم و همیشه ساکت و مهربون بودم برا همین خانوادش منو میخوان و فهمیدم هم آدما خوبین دیگه خودمم غر نزدم و مشکلی هم نداریم واقعا از اون بابت 

حالا تو هم دیر نشده دیگه تجدید نظر کن 

در مورد خانواده اش هم اصلا بد نگو جلوشون ساکت و اروم باش تا یکم بگذره و این شرایط بهتر بشه که الان توش هستید

4ماههدعروسی کردم

حالا البته اینم بگم که اگه حالا فقط همین یه بار غر زده و باقی وقتا باهات خوبه خیلیم جای نگرانی نیس

بهرحال بحث و غر رو همه مردا دارن اینجور نیس که همیشه اوکی باشه همه چی 

حالا بعضیا بیشتر بحث دارن بعضیا کمتر 

الان ما بعده دو سال و خرده ای با هم خوبیم اما گهگاه بهرحال بحث و غر لند از جانب هر دو تامون پیش میاد ولی اونقدر نیس که بخوایم نگرانش باشیم 

یعنی میگم اینم در نظر داشته باش که حالا شاید استثنائا اون روز حالش خوب نبوده و بی اعصاب بوده

اهااااا خب چهار ماه هنوز خیلی کمه و یکمم حق داری هنوز خودتو لوس کنی یه جورایی شوهرتم خیلی زود سرد شد ...

کلا دیگه بیخیال شدم سمتش نمیرم .بهش زنگ نمیزنم تا خودش بزنه اونم بزنه جواب نمیدم تا دوبار بهم زنگ بزنه.

رو خانوادش حساسه اما سختی کمک زن به چشمش نمیاد .سردم کرده بزور باهاش رابطه برقرار میکنم هیچ حسی ندارم بهش

وقتی حالم بده یادم میاد که خدارو فراموش کردم.
کلا دیگه بیخیال شدم سمتش نمیرم .بهش زنگ نمیزنم تا خودش بزنه اونم بزنه جواب نمیدم تا دوبار بهم زنگ بز ...

خب مستقیم بهش بگو این رفتارا باعث میشه منم دیگه مثل قبل خوش اخلاق باهات نباشم حرفاتو بدون دعوا بهش بزن 

بگو من سختمه هر دفعه بی مقدمه مهمون بیاد بنظرت چی کار کنیم؟

یا مثلا بگو یکی در میون که میان غذا از بیرون بگیر 

یا برا خودت یه کلاسی چیزی جور کن که اگه خواسن بیان تو نباشی 

یاب رو خونه مامانت اینا بعضی عصر ها که باز بخوان بیان تو نباشی 

میدونی چی بهت میگم؟؟؟ نمیدونم چند سالته ولی یکم سیاست داشته باش همه چیو مستقیم نرو بزار کف دست شوهرت یه کاری کن که بطور غیر مستیقم خودشون نخوان و نتونن بیان دیگه

حالا من نمیدونم هر چند روز یه بار میان؟  و برا شام میان یا در حد میوه اس؟

چون والا من مادرشوهذم اینا و مامانم اینا خودمونو گفتیم دو ساعت بیان بهمون سر بزنن دعوت شون کردیم 500 تومن فقط هزینه اش شد اونم فقط چای وشیرینی و میوه 

میتونی اینجور بگی که بیا مهمونی کمتر کنیم تا بیشتر پس انداز کنیم مستقیم هم نگو بگو دوستم این کارو کرده خیلی راضیه

ولی فعلا هم نگو چون یادشه جریان بحثتونو سریع میفهمه که منظورت چیه و تابلو میشی

خب مستقیم بهش بگو این رفتارا باعث میشه منم دیگه مثل قبل خوش اخلاق باهات نباشم حرفاتو بدون دعوا بهش ب ...

من اصلا با اومدنشون پذیرایی مشکلی ندارم.قبلا که بدون مقدمه پشت در بودن الانم که به شوهرم زنگ میزنن یهو میان قافلگیرت میکنن راهی برای پیچوندن نداری.

اگه رک بهشون بگم که خب زشته مهمونن .یا شوهرمو پر میکنن.دیشب به شوهرم با ارامش گفتم مدام مسخره بازی در میاره به حرفام اهمیت نمیداد گوش نمی‌داد یهو عصبی شدم گفتم الان دارم با ارامش باهات خرف میزنم چراداینجور میکنی شاید این مسئله منو اذیت میکنه.یبار دیگه زنگ بزنن تو با من هماهنگ نکنی از خونه میرم بیرون خودت مذیرایی کن اونا مقصر نیستن شرایط خونه مارو نمیدونن اما تو میدونی نه گفتنو یاد بگیر یا بگو به خودم زنگ بزنن  

وقتی حالم بده یادم میاد که خدارو فراموش کردم.
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز