تهدید به چی؟اصلا از چیزی نمیترسه و خییییلی وقیحانه میگه ناراحتی برو مهریتو بگیر برو اصلا هر کار دلت میخواد بکن ، من دارم و هیچ توضیحی هم برای تو ندارم و دوبار هم به اون هرزه زنگ زدم خییییلی پر رو بود که میخواستی شوهرتو بچسبی ، مشکل شما به من مربوط نیست اصلا .به تمام معنا معلوم شد که از اول دوستم نداشته ، و خدا میدونه از همون اول ازدواج و حتی قبلتر با این بوده و من نمیدونستم تازه فهمیدم ، خیلی داغونم ، همون یه ذره اعتماد بنفسم از دستم رفته هر جا میرم توی جمع فکر میکنم با بقیه ی زن ها فرق دارم و اونا چقدر از من بهترن که شوهراشون بهشون خیانت نکرده در حسرت موندم ، و اون هرزه که میگم چجور و چکار کرده دل شوهر منو چنگ زده چون شوهر من عصبانی بود من همیشه میگفتم این اصلا هیچ کس باهاش نمیسازه کی جرات داره سمتش بیاد ولی وقتی چت هاشونو دیدم باورم نمیشد این شوهر من بوده که اینقدر ابراز علاقه و التماس کرده ،تمام حرفایی که حق من بود به اون زد، کاش هیچ وقت ندیده بودم ، پیام خیلی بده که ببینی ، بعضی وقتا به سرم میزنه تعقیب کنم چون مطمئنم منو ساده گیر آورده و دروغ میگه ولی میگم حالا ببینمم چی میشه وقتی شوهر من اینقدر میخوادش طرف اونو میگیره و له تر میشم .کاش خودم یکبار اینکارو کرده بودم حتی از مجردیم ، اینقدر سختم نبود ، چرا من خدایا چه گناهی کرده بودم💔