شوهرم اولا دنبال کارای طلاق دختر خاله بود منم نفهمیدم هر روز صبح باهام میرفتن اونم مثلا سه ساعت از کاراش میفهمیدم ی چیزی رو پنهون میکنه گوشیش رو که دیدم از پیاما فهمیدم بهش گفتم گفت تو حساس میشدی به خاطر همین نگفتم خاله ام ازم خواسته کارای طلاق تموم شد رو بهم کرد گفت از امروز دیگه من باهاش کاری ندارم و جوابش رو نمیدم اون فکر میگرد رمز گوشیش رو نمیدونم ولی دیدم هنوز ادامه داره تماسا و پیاما همش هم اول شوهرم بهش پیام میداده کی بهت زنگ بزنم چکار میکنی و اینا به شوهرم گفتم گفت بهم بگو چطوری فهمیدی به جای معذرت خواهی تا منم گفتم همه رو تو گوشیت دیدم قهر کرد وگفت تو به حریم شخصی دست زدی من دیگه باهات کاری ندارم تو خط قرمزم رو رد کردی بعد این اولین بازش نیست چندمین باز که خیانت کرده
این مدل آدمها که یکیشون شوهره تو.زن راپیرمیکنن استرسی میکنن اعصابز میکنن به هیچ جایشان هم نیست و دوقورت ونیمشان هم باقیه.بدموجوداتی هستن خبیث هستن.شوهرمن هم پنهان کار تازه بدترازشوهرتو.منتها نه زن بازی بلکه اعتیاد.خانمان مان راسوزاند ودست برنمیدارد.جایی ندارم برم قهروگرنه میرفتم کاش خانواده ای خوب داشتم ولی خانواده ام اصلا وابدا نمیشه رویشان حساب کرد
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
خب؟ الان مثلا چیشد؟ دروغ بگه دیگه بالانر سیاهی مگه رنگی هست؟ میخوای جدا بشی؟ شما ک سابقه شو ...
بزرگترین اشتباهم این بود که خودمو ضعیف نشون دادم زندگی خیلی سخته فکر نمکیردم ذاتی که خرابه خرابه حتی بهش نمیگفتم همینجوری ادامه میداد تا تهش میرفت گفتم بگم بفهمه حواسم هست هر چند همه اینا بی فایده است ذات بد نیکو گرددد
از بس گفت حق نداشتی گوشیم زو چک کنی پس همه گوشیم رو زیرزو کردی منو مقصر کرذه چون از این طرف میگفت با ...
وااا چه پر رووووو
درخواست دوستی رد میکنم وقتی جواب استارتر یه تاپیک و دادم خودت نخود آش نکن دوست عزیز اوکی؟ اسی خودش بلد جوابمو بده خودتو ننداز وسط سبک نکن بزرگواری تو حفظ کن و رد شو اگه هم زبون نفهمی هیچی کار خودتو بکن من با زبون نفهم ها دهن به دهن نمیشم بدرود
این که این طرف مرزهای وقاحت جابه جا کرده شکی نیست ،اما باهات موافق نیستم هیچ لزومی نداره بدون اجازه ...
در حالت عادی شاید، ولی جایی که حست در حد ۹۰ درصد قوی میشه که داره خیانت میکنه باید خودتو ب اطمینان برسونی. که فقط از همین طریق قابل فهمیدند. وقت برا مبادی آداب شدن بسیار است.
این آقا چنان وقیحه که اول انکار میکنه بعد وقتی میدونه خانومش فهمیده هم از رو نرفته.
حالا بنظرت اسی بیاد ازش اجازه بگیره که میشه لطفا گوشیتو چک کنم ببینم داری خیانت میکنی یا نه؟!
از بس گفت حق نداشتی گوشیم زو چک کنی پس همه گوشیم رو زیرزو کردی منو مقصر کرذه چون از این طرف میگفت با ...
شوهر منم ی بار بهم خیانت کرده بدترین حس دنیاست اونم خابیده گوشیو برداشتم بله دیدم اقا چیکارا میکنه با یزناون زن ق ه به هم دوتا پسر داشت بعد صداش کردم انکار کرد من نمیکنمگفتمکور یا بی سواد نیستم غذارو ب دهنم میخورمنب گوشم بعد گذاشتم تو گردنش وسایل هامو جمع کردم چمدونموب بابامزنگزدمبیا ببر منو خونه حال ندارم اینماز این ور داشت گریه میکرد گوه خوردم پشیمون نروتوروخدا اگ بری میمیرم ب غلطی بود کردم مثل سگپشیمونم بعد چاقوروبرداشت اگ بری خودمو میکشم گفتم ب جهنم بده من توروبکشم من بهت اعتماد کرده بود خلاصه دیه خیلی گریه کرد دست بوسم افتاده بود ی فرصت بهم بدهشیطون گولم زده منم گفتم دیه ارهمیدونستم چرا از من بچه نمیخایی پس بخاطر اون اونم گفت بخدا بقران ن گفتم ماشین اینا بخریم بعد بیا همین جا بهت بچه بدم گفتم گمشو تو نجس هستی بهم دست میزد بغلم میکرد نمیذاشتم همش گریه میکردم بعد حالم خراب شد برد بیمارستان سروم زدن یکم ب خودم اومدم ی روز اصلا نخابیدیم فقط گریه میکردیم دوتایی راستش نبخشیدم ها ولی خودش هم میدونه ولی از دستش هرچی میاد واسم میکنه الانم باردارم۳۳هفتمه منتظر پسرمون هست ولی خیلی فرق کرده باهام ی هفته پیش رفت واسم دستبند طلا گرفت۹۸میلیون ولی میگم چیکارکنم قلبمو شکستی ولی بخاطر اون زن کثافت زندگیخودموبهمنریختم فردا ببینه کیف کنه اره من جداشونکردمولی شوهر هم خیلی دوسم داره میدونم این زن کثافت ازش کارتشوخاسته جنستون اومد دوسه روز دیه من بهت زنگمیزنمهرکاری کرده اون کثافت کرده ولی خداروشکز الان خوب هستیم رفتیم سیسمونی اینا گرفتیم دوتایی خیلی خوشحال بود خودشم برق توچشماش بود خودم خیلی دوسش دارم بدون اون نمیتونم ی ثانیه دیر بیاد نمیتونمولی خیلی لجن هستن بعضیاز اقا خانم ها
من بخاطر خیانتای شوهرم دیگه به پسرمم اعتماد ندارم... نسبت به همه چی و همه کس بد بین شدم.. روح و روانم بهم ریخته... سردردای وحشتناک.. دردای عصبی دست و پا و. کمر و دندون.. بعد میگه اگه فضولی نکنی سرت تو زندگیت باشه ارامش داری.. تصور کن با یه روانشناس روهم ریخته بود شوهره مچشونو گرفته بود خودشو خراب کرده بود دنبال سوراخ موش بود بره قایم بشه داخلش.. حالا من احمق نجاتش دادم.. بعد به من میگه سرت تو زندگیت باشه... خدایی این مردا رو باید از انگشت شصت پا دار زد...
من با استعداد بودم، یعنی هستم ؛بعضی وقت ها به دست هایم نگاه میکنمو فکر میکنم که میتوانستم پیانیست بزرگی بشومیا یک چیز دیگر، ولی دست هایم چه کار کرده اند؟یک جایم را خارانده اند، چک نوشته اند، بند کفش بسته اند،سیفون کشیده اند، دست هایم را حرام کرده ام، همینطور ذهنم را ...!