دارای یک زندگی عاشقانه.باهمسر، دوست بودم از نوجوونی(از ۱۵سالگی تا۲۰) پس این نوع زندگی را توصیه میکنم.تاپیکام واسه یکی از دوستامه اگه امکانش هست گزارش بزنین پاک بشه خسته شدم از بس توضیح دادم.یه نصیحتی دارم خدمت مادرایی که دختر دارن سعی کنین تو این فضای الوده و مسموم که روابط پر خطر(دوست پسر و اینا مشکلی نداره ولی حالا دیگه نه چند تا دوس پسر و نمیدونم رفیق های پسر مختلف)طوری اموزش بدین که هم خودشون متعهد باشن هم مهمترین ملاکشون برای ایجاد تعهد باشه نه اینکه اون باحاله یا تیپش خوبه.همچنین به تمام کسایی که در روابطشون با پارتنرشون به مشکل خوردن یا سوالی دارن میتونم کمک کنم
مثلا کسی ک اینو گذاشته داره به یه نفر ک خیلی دوسشداشته میفهماند ک اگه میدونستی چقد ارزش برات قاعلم شرم میکردی از اینکه مثلا دورم زدی یا رفتی همچین چیزی
دودی کہ از سیگار بالا میره همون اشڪایی کہ قرار بود پایین بیوفتہ:) ،وقتی خوابیدن میشہ بهترین لذت زندگیــت،شک نڪن به زندگی باختی! خیلی جاها زورم رسید ولی دلم نیومد.. دارم غرق میشم..! میان باتلاق افکار خاکستریم..:') جایی خوانده بودم که درد آدم را بزرگ میکند و روح را صیقل میدهدو تجربه را زیاد میکند. هیچ جا ننوشتهاند که درد با یک زن، با یک مادر چه میکند. مادران درد کشیده یا زود میمیرند، یا برای همیشه میروند، یا میمانند با چشمانی که رنگِ بیتفاوتی گرفته استو دستانی که زیر ناخنهایش جز چیزی نمیروید، و گیسوانی که رقص بر شانههای زنانه را به خاطر نمیآورند. مادرانی بی هیچ آرزویی، با دنیایی کوچک. دنیایی بسیار بسیار کوچک. هیچکس از مادرانی که به بهشت نمیروند چیزی ننوشته است
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.