۲ نظریه معروف در زمینه ازدواج، نظریه شباهت و نظریه مکملیته.
بر اساس نظریه شباهت، افرادی که از لحاظ برخی ویژگیها شبیه هم هستن، میتونن رابطه خوبی با هم داشته باشن.
با این حال همیشه شباهت مناسب نیست، مثلا دو نفر که از لحاظ ویژگیهای شخصیتی هر دو خودشیفته هستن، در زندگی با هم مشکلات زیادی خواهند داشت، چون هر دو دنبال اثبات برتری هم، بی توجهی به احساس دیگری و تلاش برای کنترل فرد مقابل هستن.
بنابراین، این نوع شباهتها مشکل سازه، چون دو پادشاه در یک اقلیم نمیگنجه.
بر اساس نظریه مکملیت، بهتره افرادی که دارای ویژگیهای شخصیتی مکمل هم هستن، با هم ازدواج کنن، اما خود مکملیت هم میتونه به صورت سالم یا بیمارگونه باشه. مثلا زن و مردی که با هم ازدواج کردن و یکی از آنها فردی وابسته، بدون اعتماد به نفس و کم بین هست و دیگری فردی کنترل گر، قدرت طلب و استثمارگر، به ظاهر مکمل هم هستن، اما تو درازمدت یکی از طرفین تو این رابطه آسیب میبینه و رابطه آسیب زا میشه. بنابراین این مکملیت خوب نیست و این افراد نباید با هم ازدواج کنن.
در مقابل، در مکملیت سالم مثلا شخصی که تا حدودی ویژگی درون گرایی داره، اگر با فردی دارای درجههای نسبتا خفیف برون گرایی ازدواج کنه، شاید خیلی آسیب زا نباشه. یا اگر فردی که عصبی و تندمزاج هست با فردی که نسبتا آرام و دارای کنترل هیجانی بهتر هست، ازدواج کنه، مکمل خوبی برای هم خواهند بود.