ولی این چیزایی که میگین رو کسایی که بابا داشتن باباهاشون براشون میخرید من انقد بچه قانعی بودم میترسیدم از کسی پول بخوام تا این چیزها رو بخرم میترسیدم مامانم تو سختی بیفته
در مورد بازی کردن هم مامانم هیچ وقت نذاشت برم تو کوچه بازی کنم البته هیچ دوستی هم نداشتم تو کوچمون یا خونه کسی زیاد نمیرفتیم
ولی دایی هام چند بار واسم لپ لپ از اونا که شبیه کیف بود خریدن باز میکردم توش خمیر بازی داشت تل سر داشت سی دی داشت کلی اسباب بازی اینو اون واسمون میاوردن ولی مامانم میدید زیاده جمع میکرد میسوزوند