حالا ی چیزی تعریف کنم منم بار اول ک ماشین زدم سکوی پمپ بنزین آنقدر گریه کردم آنقدر گریه کردم بیچاره شوهرم اومد خونه کلی آرومم کرد
بعد برگشتم بهش گفتم تقصیر توعه من ماشین وزدم
گفت وا چرا تقصیر من
گفتم اگه ماشینم شاسی بلند بود که مالیده نمیشد سکوی پمپ بنزین
اونم گفت عجله نکن راه که بیفتی برات میخرم
منم راه افتادم و اونم به قولش وفا کرد