الان چند روزه شهرستانم
شوهرم میره سرکار شب میاد اینجا
دیشب نیومد
بعد امشب که ساعت هشت اینا اومد به خودم رسیدم چای بردم
بعد گوشی ش دستم بود دنبال شماره می گشتم .دیدم منشی پیام داده که فلانی صاحب کار نقشه آورده مصالح حساب کنم بلد نیستم الان گندش بالا میاد .منم دیگه زدم سیم آخر گفتم چه صمیمی هست با تو
اونم گفت چه صمیمی و چرا گوشی منو چک می کنی منم گفتم حتما چیزی برای پنهان کاری داری
اینو بگم سابقه خیانت داره سه سال پیش و الان دفتر گرفته منشی خانم داره
بعد موقع خواب هم گفت چرا دمقی نه شادی سرشب نه الان .بعد پشتشو کرد به من خوابید
اینم بگم ازش سر شب درباره مانتو نظر پرسیدم .گفت مانتو برای چته و یکی رو سرسری گفت که منو بیشتر حرصی کرد
بعد هم گفت رفتم خونه ظهر حموم کردم منم عصبی شدم و تو دلم گفتم حتما باز خیانت می کنه
می دونید وقتی به خودم می رسم و شادم یه حسی میگه مثل کبک سرتو کردی تو برف و شوهرت دوستت ندارم و داره خیانت می کنه
گاهی یه عالم برنامه می نویسم از لیزر و آرایش و باشگاه
ولی بلافاصله با دیدن اینکه اصلا شوهرم متوجه آرایش من نمیشه و به دخترم بها میده زود عصبی میشم
شوهرم امشب قبل خواب گفت حس اینکه زیر ذره بینم عذاب م میده ولی من حس آدم رو دارم که رها شده و فریب خورده
از اینکه هروقت دوریم از هم به من زنگ نمیزنه و وقتی زنگ زد فقط حال دخترمو می پرسه از اینکه با من حوصله یه پیام ساده ندارن ولی برای بقیه استوری جواب میده حریم می گیره
شوهرم میگه گوشی م رمز شو می دونی ولی اینا منو آروم نمی کنه
از فردا می خوام اصلا زنگ نزنم بهش وقتی هم زنگ زد بدم دخترم بحرفه .چون فقط جویا حال اونه .دارم دق می کنم