ده ساله ازدواج کردم شوهرم خیلی سربه زیر بود اوایل ازدواج .ولی بعد چهار سال یواش یواش چشم مروتی هاشو دیدم و دروغ گفتنشان. دیگه بهش یواش یواش بی اعتماد شدم.امروز هم یه چیز وقتشو فهمیدم.ظهر از سرکار اومد ماشینشو پارک کرد با عجله اومد وسایل گذاشت بدون اینکه به من بگه سوار ماشین شد بدو رفت.نگو یه دختر از جلوی خونمون داشته رد میشده .اونو دیده رفته دنبالش .منم صدای دختره رو شنیدم که داشت با تلفن حرف میزد.بعد به شوهرم زنگ زدم گفتم کجا سه وری رفتی .گفت هیچی رفتم از سرکوچه هلو بخرم.تابلو بود که داره دروغ میگه.وقتی هم اومد دست خالی اومد .گفت که نخریدم.مطمعنم که رفت پشت اون دختره .بهش هم گفتم که چرا یهو رفتی نکه واجب بود هلو بخری.وعصبانی شد و گفت به من شک داری .الان دارم گریه میکنم.فک نمیکردم این قدر عوض شده باشه.از خدا آرزوی مرگ میکنم
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
دیگه صبرم سر اومده .انقدر باشک و ترس اینکه نکنه با یکی باشه .نکنه به یکی نگاه کنه زندگی کردم از خدا میخام هرچه زودتر مرگم برسون تا راحت بشم.دیگه این دنیا جای من نیس.خدا ما زنها رو نمیدونم چرا انقدر بدبخت افرید
اصلا بگو دختره خراب روزگار شوهر تو چقدر هول شده یعنی هر دختری که مورد داره ببینه باید بره دنبالش
من از همسرم خیلی سرم.وقتی میرم بیرون خوشتیپ ترین پسرا دنبالم.ولی من یه لحظه هم فکر خیانت به سرم نمیزنه.ولی شوهرم که نه تیپ داره نه هیچی دنبال از ما بهترونه