منو چی میگی ساعت ۳ شب بهم زنگ زدن فلانی فکش شکسته پاشو بیا بیمارستان
تازه اینم نگفتن ها
گفتن داغون شده صورتش ترکیده غرق خون شده نمیدونم فلان
یه جوری گفتن من فک کردم طرف مُرده دارن منو اینجوری آماده میکنن
با چه حالی رفتم بیمارستان خدا میدونه
بعد دیدم آقا یه خراش افتاده رو فکش با یه ترک ریز رو استخون فک
قیافم دیدنی بود