چند مدت پیش ی عروس هلندی اومد یهو تو خونمون هر چی میبردیمش تو بالکن تا بره نمیرفت دوباره میومد تو خونه
بابا مامانم همش ناله میکردن که اصلا نباید داخل خونه باشه منم باردارم نتونستم بیارمش پیش خودم
اخر سر دادمش یکی از بچه های فامیل اومد بردش انقدر مظلوم بود واقعا دلم اتیش گرفت براش همش میگفتم اخه این زبون بسته صاحبشو الان فقط میخواد
اصلا حیوان و پرنده نیارید بخدا گناه دارن اونا بیشتر گناه دارن