حواسم نبودساعت چنده ازبس درگیرکارهای خونه بودم مهوون داشتیم تولده همسرم بودبعدکادوهاش روهمسرم پوشیدبعددوتالباس براش تنگ بودگفتم الان میخوای بیابریم عوض کنیم وقتی میری مادرشوهرروبزاری خونشون بعدبرگشته میگه یکم مغزتوبه کاربندازنزارآکبندبمونه یکم فکرکن لان مغازه هابازه خیلی بدم اومدازحرفش خب من حواسم نبودساعت چنده اون همچین رفتاری کردش خیلی بدم میادیه اشتباه کوچیک بکنی اینجوری میکنه چیکارکنم برم بهش بگم ازاین رفتارت بدم میاد؟
خیلی شوخی های مسخره ای میکنه گاهی مسخره میکنه بعدمیگه شوخی کرم تعریف میکنه ازسلیقم بعدیه سری برامادرشوهرم کادوخریدم 2باررفت عوض کردمادرشوهرم بعدرفتیم مسافرت گفتم براشون سوغاتی لباس بخریم شوهرم گفت نه براشون کلوچه خریدم بعدم گفت حالاتوام سلیقه نداری بدسلیقه ای یه چیزی میخری بعدنمیشه عوض کنه چون شهردوره بعدخندیددیدمن اخم کردم سریع حرفشوعوض کردگفت نه منظورم اینه سلیقه تومناسب سن اون نیستش میره عوض میکنه
چرافکرنمیکنن یه حرفیومیخون بزنن که شایددل یه آدمی روبشکنن چاقعامتاسم هی مسخره میکنه گاهی تازه کم شده مسخره کردنش بارفتارای من ولی نمیدونم چه کنم برای این سری که گفت مغزتوبه کاربندازوفلان