باهاش دعوا کردم با سارا به قصد ازدواج دوست شده
از جزییات خبر ندارم ولی میدونم قصدش واقعا ازدواجه
حالا تو گوشی با یه دختر دیکه هم چت میکرده ده روز حدودا
سارا هم فهمیده و اوضاع ریخته بهم
حالا برادرم پشیمونه و میگه اشتباه کردم و دیگه نمیکنم نمیخوام سارا رو از دست بدم
من دوست ندارم وارد این جریان بشم چون کارش توجیحی نداره
ولی از طرفی این ناراحتیش ازارم میده هرچی باشه برادرمه و برام عزیزه
خودشم همش میگه دیگه نمیکنم و اینا
جیکار کنم این وسط گیر کردم