به خاطر سابقه خیانتش مشکوک م
سر زده رفتم دفترش .منشی که شوکه شد .خودش هم نه دست داد نه چیزی
چون یه دفتر گرفته با منشی و چون کارش بیرون ه ولی همه ش دفتر ه
تو راه برگشت هم ناراحت شده بود چرا سرزده رفتم .تو پارکینگ بحث کردیم هولم داد پاک زیر زانو م باد کرده و کبود شده
دیروز و امروز هم محل سگ ندادم خودم تنهایی با دخترم غذا خوردیم اونم جدا خورد
جامو هم جدا کردم
انتظار داره من برم آشتی ولی کور خونده
صد سال هم اینطور باشیم من جلو نمیرم