ازدواج پدرو مادره زوری بوده بابا دختره رو مامانش هوو آورده خیلی سختی میکشه خود کشی میکنه دختره میمونه با نامادری و باباش که هر روز به نحوی اذیتش میکنن بعد به خاطر گند سوگلی خونه یعنی آبجیش که همه به اون میرسن اون هم دختره رو اذیت میکنه دختره رو به یه مرد جذاب خر پول میفروشن که داستان از اینجا جذاب میشه